با رعایت قوانین در کسب و کار خود موفقیت های بزرگی به دست می آورید

آموزش تحویل سایت

در پایان همکاری با طراح و یا پایان کار طراحی سایت هستید ؟ این مطلب را با دقت بخوانید

به دلیل عدم آگاهی افراد از نحوه تحویل سایت بسیار پیش آمده است که طراح با عدم واگذاری کامل منابع در بلند مدت صاحب امتیاز سایت دچار مشکلات دسترسی میشود و تازه آن موقع است که متوجه میشود هر آنچه که باید طراح به ایشان تحویل میداده را نداده !!!

 موارد تحویل بهتر است در قرار داد ذکر شود

در صورتی که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد و طراح دست و دل باز شما هیچ قصد و غرض برای ندادن منابع سایت نداشته باشد باز هم شما باید بدانید که چه چیز های را باید تحویل بگیرید

تحویل سایت از طراح :

1- دامنه شما باید به نام شما در پنل شما در سایت های عامل فروش باشد .( این مورد با حالتی که اطلاعات هویز دامنه به نام شما باشد فرق میکند و صرفا هویز به نام شما باشد کافی نیست)

در صورتی که دسترسی به پنل دامنه را ندارید – لازم است اقدام به ثبت نام در یکی از سایت های فروش دامنه کرده و از طراح درخواست انتقال دامنه دهید و مراحل انتقال را طی کنید. ( روند انتقال دامنه   )

2- هاست شما باید در پنل شما در سایت های عامل فروش باشد . ( داشتن اطلاعات ورود به هاست کافی نیست و لازم است هاست را خودتان خریداری کرده باشید و دارای پنل باشید)

در صورتی که دسترسی به پنل هاست را ندارید – لازم است اقدام به خرید هاست کرده و بک آپ سایت را به هاست خود منتقل کنید .

3- دسترسی به پنل سایت با نقش مدیر کل و دسترسی کامل را از طراح دریافت کنید .
شامل لینک ورود
نام کاربری
رمز عبود

 

با برنامه نویسان راه بیایید آنها میتوانند طبق قوانین  منابع سایت  را تحویل ندهند و این جز هزینه برای شما چیز دیگری ندارد ، این یعنی وابستگی تا ابد

 

 

 

پنج نیروی رقابتی مایکل پورتر

مایکل پورتر بر این باور است که اگر می خواهیم درک درستی از میزان سورآوری واحد صنعتی خود داشته باشیم باید به وضعیت خودمان و رقابتی که با سایر رقبا داریم دقت کنیم. تدوین یک استراتژی بازاریابی صنعتی بدون در نظر گرفتن وضعیت رقبا کار درست و حرفه ای نیست! پورتر پیشنهاد می کند پیش از هر کاری ابتدا وضعیت رقابت در صنعت خود را شناسایی کنیم. در ادامه مناسب ترین استراتژی ورود به بازار را انتخاب کنیم. پنج نیروی رقابتی مایکل پورتر از اجزای اصلی زیر تشکیل شده است.

 

۱ـ تهدید کالاهای جایگزین(Threat of Substitutes Products)

یکی از مواردی که باعث شکست فعالیت های بازاریابی صنعتی در برخی از مجموعه ها می شود عدم توجه به وجود کالاهای جایگزین در صنعت خودشان است. مایکل پورتر بر این باور است که وجود کالاهای جایگزین می تواند منجر به حذف و یا شکست برند ما در مواجه با سایر برندها شود.
به طور مثال تصور کنید ما تولید کننده یک نوشیدنی گازدار هستیم؛ اگر شیوه بازاریابی صنعتی ما به شکل انبوه(Mass Marketing) باشد به طور قطع کالاهای مشابه و همرده زیادی برای آن وجود دارد که می تواند جایگزین خوبی برای آن باشند. از این رو اگر قیمت محصول خود را بالا بگیریم به احتمال زیاد مشتری ما به سمت کالاهای مشابه با عملکرد نزدیک به محصول ما خواهند رفت.

۲ـ قدرت چانه زنی تامین کنندگان(Bargaining Power of Suppliers)

برای تولید هر کالا و یا خدمتی به یک سری مواد اولیه نیاز است. مایکل پورتر توجه مدیران را به این بخش جلب می کند که باید تحلیل درستی از وضعیت قدرت چانه زنی تامین کنندگان داشته باشیم. به بیان دیگر هر چقدر تعداد عرضه کنندگان مواد اولیه بیشتر باشد قدرت چانه زنی آن ها را کاهش می دهد و ما به عنوان یک خریدار صنعتی می توانیم مواد اولیه خود را با قیمت پایین تر خرید کنیم. همچنین هر چقدر تمایز بین محصولات بیشتر باشد قدرت چانه زنی تامین کنندگان افزایش می یابد و به سختی می شود قیمت ها را پایین آورد.

۳ـ قدرت چانه زنی خریداران(Bargaining Power of Customers)

نقطه مقابل قدرت چانه زنی تامین کنندگان زمانی اتفاق می افتد که در یک صنعت خریداران آن قدرت بالایی داشته باشند! یعنی هر گاه قدرت چانه زنی و توان خرید، خریداران یک صنعت بالا باشد تعداد تامین کنندگان کمتری توان ورود به این بازار را خواهند داشت! عواملی که بر قدرت چانه زنی خریداران اثر گذار هستند را می توان بصورت زیر چک لیست کرد:

۱ـ تعداد خریداران: هر چقدر تعداد خریداران مواد اولیه و یا محصول مورد نظر بیشتر باشد قدرت چانه زنی آنها را کاهش خواهد یافت! چرا که اگر یک خریدار از تامین کننده مورد نظر خرید نکند مشتریان دیگری برای محصول یاد شده می توان در بازار پیدا کرد.

۲ـ هزینه تعویض محصول: هر چقدر هزینه تعویض محصول برای خریدار بالاتر باشد قدرت چانه زنی او نیز پایین تر خواهد آمد. چرا که به راحتی نمی تواند تامین کننده خود را عوض کند.

۳ـ کلیدی بودن محصول: برای تولید هر محصول و یا کالای صنعتی باید از یکسری محصولات دیگر استفاده کرد. اگر نقش آن ها در تولید محصول نهایی بسیار حیاتی باشد می تواند منجر به کاهش قدرت چانه زنی خریدار شود. چرا که اگر کالای فوق را از محصول نهایی حذف کنیم لطمه جدی به سیستم تولید خریدار وارد خواهد کرد.

۴ـ آشنا بودن خریدار به فرآیند تولید: هر چقدر خریدار محصولات ما به فرآیند تولید و چرخه کارهای تولیدی آن محصول آشناتر باشد یک تهدید جدی برای ما محسوب می شود. این آشنایی خریدار با فرایند تولید می تواند قدرت چانه زنی ما را کاهش دهد. چراکه فرد می تواند به راحتی تأمین کننده دیگری جایگزین کند.

 ۴ـ تهدید ورود رقبای جدید الورود(Threat of New Entrants)

چندی پیش یکی از دوستان برای مشاوره آمده بود دفتر موسسه ما؛ ایشان می خواستند در صنعت مواد شوینده سرمایه گذاری کنند؛ وقتی از تهدید ورود رقبای جدید الورود برایشان بیشتر توضیح دادم نظرشان عوض شد و قرار گذاشتیم بعد از انجام یک کار تحقیقاتی روی بخش مشخصی از بازار که کمتر کار شده فعالیت خود را شروع کنیم. به عنوان یک اصل به خاطر داشته باشیم که وقتی شرایط بازار برای ورود تعداد بالایی از رقبای جدید مساعد و مهیا است این می تواند یک تهدید به حساب بیاید! چرا که می تواند روی حاشیه سود ما تأثیر بگذارد! به طور یقین یک رقیب جدید برای اینکه بخشی از کیک موجود را نصیب خود کند دست به هر کاری می زند و یکی از آنها می تواند شسکتن قیمت ها باشد و این یعنی کاهش حاشیه سود ما! هر یک از عوامل زیر می تواند به عنوان یک عامل تهدید کننده از طرف رقبای جدید برای ما به حساب بیاید:

۱ـ صنعت مورد نظر چه میزان سرمایه لازم دارد؟ هر چقدر سرمایه گذاری در صنعت مورد انتخاب ما سنگین تر باشد امکان وجود رقبای جدید الورود دشوارتر خواهد شد؛ به عنوان مثال ورود به صنعت پالایش مواد نفتی، کار سخت، پیچیده و بسیار سرمایه بری است و کمتر کسی توان ورود به آن را دارد. اما ورود به صنعت تولید کفش بدون شک ما را با رقبای رنگارنگی مواجه خواهد کرد.

۲- شبکه توزیع و عرضه رقبا در صنعت یاد شده چگونه است؟ هر چقدر رقبای ما مجهز به شبکه توزیع و عرضه باشند ورود به آن بازار سخت تر خواهد بود. تصور کنید قرار است به صنعت مواد شوینده وارد شویم که رقبای قَدَری همچون گلرنگ، صحت، فیروز و … در آن فعالیت می کنند که هر یک برای خود یک شبکه عظیم پخش و فروش مویرگی دارند. قطعاً یک بخش عمده ای از هزینه تمام شده کالاهای تولید شده با کشش قیمتی بالا را بحث لجستیک تشکیل می دهد. بنابراین شانس یک جدید الورود به صنعت یاد شده کم خواهد بود.

۳- پیچیدگی تکنولوژی به کار رفته توسط رقبا در چه حدی است؟ هر چقدر صنعت مورد بحث ما پیچیدگی بیشتر داشته باشد قدرت ورود رقبای جدید را کاهش خواهد داد. اما صنایع با پیچیدگی کم اینگونه نیستند. به عنوان مثال ورود به صنعت تولید سیم و کابل قطعاً ما را با انبوهی از رقبای کوچک و بزرگ در سراسر کشور مواجه خواهد کرد اما ورود به صنعت مواد پتروشیمی تعداد رقبا را به میزان قابل توجهی کاهش خواهد داد.

 

۵ـ قدرت رقابتی رقبای موجود در بازار(Competitive Rivalry)

محاسبه میزان قدرتِ رقابتِ رقبای موجود در بازار وابسته به یک کار تحقیقات بازاریابی منسجم و پیچیده است. پیشنهاد می شود قبل از ورود به هر صنعتی به این بخش بیش از سایر بخش ها توجه شود. به طور قطع ورود به بازار رقابتی که رقبای زیادی در آن وجود دارند نمی تواند جذاب باشد مگر اینکه یک استراتژی بازاریابی خاص برای آن پیش بینی شده باشد. مواردی که باعث افزایش رقابت در یک صنعت می شوند را می توان به صورت زیر چک لیست کرد:

۱- هزینه ثابت بالا؛ هر چقدر هزینه های ثابت یک صنعت بیشتر باشد به طور یقین میزان رقابت در آن نیز افزایش خواهد یافت. چرا که آن واحد صنعتی برای رسیدن به نقطه سر به سر و تأمین هزینه های ثابت خود دست به هر کاری می زند!

۲- هزینه تبدیل یا تغییر مسیر؛ هر چقدر هزینه تغییر مسیر از یک کالا به کالای دیگر بیشتر باشد به طور یقین آن بازار رقابتی تر خواهد بود.

۳- میزان تشابه رقبا؛ به هر میزانی که رقبا از نظر امکانات تولید گرفته تا نیروی انسانی و غیره بهم شبیه باشند میزان رقابت بین آن ها نیز بیشتر خواهد شد.

۴- موانع خروج از صنعت؛ هر چقدر موانع پیشرو یک صنعتگر بیشتر باشد مجبور خواهد شد بیشتر رقابت کند! یعنی وقتی هزینه سرمایه اولیه بالا باشد، محدودیت دولتی زیاد باشد، فرآیند گرفتن مجوز ها پبچیده باشد و غیره منجر می شود که صنعتگر با رقبای خودش بیشتر رقابت کند.

کلام آخر؛

شناخت پنج نیروی رقابتی مایکل پورتر راه را برای سرمایه گذاری دقیقتر و بهتر فراهم می کند. متاسفانه کم نیستند واحدهای صنعتی که بدون انجام فعالیت های تحقیقاتی و مطالعاتی تاسیس شده اند؛ مالکین آن ها بعد از مدت زمانی متوجه اشتباه خود می شوند اما کار از کار گذشته؛ دو راه را برای خود متصور خواهند بود؛ یکی اینکه کلیه تجهیزات خود را به بهایی اندک بفروشند و یا در صنعت یاد شده بمانند و با حاشیه سود کم به فعالیت خود ادامه دهند. اگر قبل از اینکه اقدام به تاسیس یک واحد صنعتی بنماییم با استفاده از تجزیه و تحلیل بازار، یک بیزینس پلن عملیاتی برای آن بنویسیم دیگر شاهد واحدهای صنعتی بدون بازده نخواهیم بود. استفاده از ماتریس SWOT به ما کمک خواهد کرد که پنج نیروی رقابتی مایکل پورتر را در صنعت خود بهتر تشخیص دهیم و در نهایت بهترین تصمیم را بگیریم.

 

برای درک درستی از شیوه مدیریت کسب کار خود در حال حاضر و همچنین رسیدن به وضعیت مطلوب کلیک کنید

یکی از سخت ترین شرایط فروش زمانی رخ می دهد که با مشتریانی ناراضی مواجه شوید. در این رابطه اگر سریعا اوضاع را تحت کنترل درنیاورید، این مسئله حتی بر روی سایر مشتریان نیز تاثیر بدی را به همراه خواهد داشت، با این حال سوال اصلی این است که چگونه می توان مشتریان ناراضی را مدیریت کرد؟ درواقع اگرچه این جمله مشهور که همیشه حق با مشتری است، کاملا درست است، با این حال در برخی از شرایط پایبندبودن به این اصل بدون در اختیار داشتن ترفندهایی بسیار سخت خواهد بود. در همین راستا و در ادامه به بررسی شش توصیه برای مدیریت و حفظ مشتریان عصبانی خواهیم پرداخت. درواقع هنر واقعی این است که اجازه از دست رفتن چنین مشتریانی را نیز ندهید و اوضاع به حالت سابق برگردد.

در ابتدا به خوبی گوش دهید. 

نخستین اقدامی که شما باید انجام دهید این است که به مشتری خود به خوبی گوش داده و اجازه دهید تا تمامی موارد و دلیل ناراحتی خود را بیان کنند. در این رابطه هیچ عاملی نظیر بیان دلیل، نباید باعث قطع صحبت آنها شود. پس از آگاهی از علت، شما می توانید برنامه‎ریزی های لازم را داشته باشید. برای این مسئله حتی می توانید از پاسخ دادن سریع خودداری کرده و اعلام کنید که تا چند دقیقه دیگر بررسی های لازم انجام شده و پس از آن تماس گرفته خواهد شد. نکته بسیار مهم این است که باید یک حداکثر زمانی را مشخص کنید تا مشتری دقیقا بداند که اقدام شما تا چه حد ممکن است طولانی باشد. برای این منظور، بهتر است تا این بررسی بیش از نیم ساعت طول نکشد.

خود را به جای مشتری قرار دهید.

برای این امر که بهترین واکنش را داشته باشید، ضروری است تا خود را به جای آنها قرار داده و تلاش کنید تا به درک کاملی از شرایط آنها برسید. درواقع همواره نباید صرفا به دنبال منافع اقتصادی کوتاه‎مدت خودتان باشید. تحت این شرایط حتی ممکن است مجبور به پرداخت هزینه ای شوید که در برابر هزینه مشتری، ضرری بزرگ خواهد بود، با این حال این امر هزینه ای است که برای حفظ اعتبار شرکت باید رعایت کنید. همچنین با بیان جملاتی نشان دهید که احساس همدردی داشته و این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که مشکل به بهترین شکل برطرف خواهد شد. درواقع آنها نباید نگرانی ای را در این زمینه داشته باشند.

صدای خود را آرام کنید.

ممکن است مشتری حتی فریاد نیز بزند. شما باید اجازه دهید تا وی به آرامش دست پیدا کرده و هیچ گاه با او وارد مجادله نشوید. این امر تنها زمانی امکان‎پذیر خواهد بود که تیم شما به خوبی آموزش دیده باشد. فراموش نکنید که صدایی آرام در کنار لحنی دوستانه، باعث خواهد شد تا افراد به سمت رفتاری مشابه متمایل شوند. همچنین ضروری است تا پیگیری‎های لازم را انجام دهید تا از رضایت مشتری از روند بهبود شرایط، اطمینان داشته باشید. نکته بسیار مهم این است که در هنگام بروز مشکل، شما باید اقدامی را فراتر از حد انتظار انجام دهید تا افراد تحت تاثیر قرار گیرند. در غیر این صورت شانس از دست دادن مشتری زیاد خواهد بود.

از برنامه خود برای عدم تکرار این مشکل صحبت کنید.

مشتری در کنار این امر که باید از برطرف شدن مشکل خود اطمینان داشته باشد، لازم است تا به این باور برسد که این موضوع کاملا اتفاقی بوده و دیگر تکرار نخواهد شد. در این رابطه ضروری است تا از مشکلات برطرف شده گذشته خود صحبت کرده و برنامه-ها را برای تکرارنشدن این مورد، بیان کنید. این امر باعث خواهد شد تا مشتری برند شما را کاملا مسئولیت‎پذیر احساس کند.

خود را از فشار روانی خارج کنید.

با توجه به این امر که تیم پشتیبانی شرکت به صورت مداوم با مشتریان ناراضی و انواع مشکلات مواجه است، این امر طبیعی خواهد بود که آنها از نظر روحی کاملا خسته شده و این امر می تواند بر روی عملکرد آنها تاثیر منفی را داشته باشد. تحت این شرایط توصیه می شود تا برنامه هایی را برای بهبود سطح روحیه تیم خود داشته باشید تا عملکرد آنها با ساعت های ابتدایی شروع کار، تفاوت چندانی را داشته باشد. برای مثال استفاده از دمنوش های آرامش‌‏بخش، یکی از این گزینه ها محسوب می شود.

نظرسنجی کنید.

در آخر از مشتری بخواهید تا پیشنهادهایی را به شما داشته باشد. این امر احترامی است که مشتری توقع آن را نداشته و حتی می تواند باعث شود که وفاداری آنها به نسبت گذشته، افزایش پیدا کند. نکته دیگری که باید رعایت کنید این است که مراتب عذرخواهی تنها نباید از طرف پاسخگویی تیم پشتیبانی باشد. درواقع بهتر است که حتی مدیر شرکت نیز رسما تماسی را برقرار کرده و پس از رفع مشکلات، اقدام به عذرخواهی کند. این امر باعث می شود تا مشتری خود را کاملا باارزش و تیم شرکت را در بالاترین سطح حرفه ای‏گری احساس کند.

در نهایت به این نکته توجه داشته باشید که هر جامعه ای از یکسری خصوصیات برخوردار است که پس از مدتی فعالیت، متوجه آن خواهید شد. به همین خاطر اقدامات را تنها به این موارد کلی، محدود نکنید.

going to succed

10 کاری که به هیچ استعدادی نیاز ندارند اما مطمئنا به موفقیت منجر میشوند.

  1. سر وقت بودن
  2. تلاش بیشتری کردن
  3. بهتر کردن سلامتی و انرژی تان
  4. داشتن یک ذهنیت مثبت
  5. با اشتیاق زندگی کردن
  6. استفاده از زبان بدن قدرتمند
  7. جلو تر از برنامه بودن
  8. آماده شدن برای هر چیزی
  9. اشتیاق به یادگیری
  10. داشتن روحیه ی کاری قوی

موفقیت سرنوشت نیست راهی است که شما در آن قدم بر میدارید.


10 Things That Require Zero Talent’ Is a Total Myth

I’m sure you’ve seen the post on LinkedIn or maybe even Facebook or Instagram. The title is, “10 Things that Require Zero Talent,” and your reaction is, “Exactly!”

But they do require talent. It may not be math or legal expertise or sales or digital marketing, but anything learned is a skill, and if people think they are easy to learn, what would be the reason people don’t have them? Apathy is partially the reason, but what is easy for one person is hard for another. Innate things that take zero talent are few and far between. Let me explain the ten that have been so publicized.

1-Being on time.

Arriving somewhere that is either an hour away or just five minutes, always being punctual — that’s called planning. It’s a skill. Whether it’s a delivery truck following its schedule or a salesperson getting to a meeting, knowing when to leave or that you should check the weather and traffic if planning to drive, are things learned.

2-Work ethic.

Too many people don’t realize how involved this is, and how much it depends on experience. It’s like exercising: You think running 4 mph on the treadmill at no incline is a workout — until you realize you can go 7.5 mph at a level-three incline. It’s about endurance, comparison and drive.

3-Effort.

Honestly? This is basically the same thing as work ethic.

4-Body language.

I’m CEO of a company with 200 employees, and I still have to remind myself to maintain eye contact. The art of a handshake is messed up all the time, and after people leave a meeting, the guy or gal with the wet-fish handshake is always criticized. But you’re not born knowing how to do these things.

5-Energy.

Many people have sleeping disorders, which directly links to energy levels, while others are “over-energetic” and need to be taught to calm their energy levels. Other people who are naturally even-keeled need to learn how to show their energy level, even though it goes against their type-B personality. Personal energy is like electricity — it involves how you’re wired. You need to train your mind on how you should utilize it.

6-Attitude.

There aren’t a bazillion self-help industries because attitude isn’t a skill. You can think the cards are all dealt against you, or you can take steps to learn. You can choose to work on being better, or you can tell yourself “it doesn’t matter.” But attitude is the most important skill. It sets you up for all the others.

7-Passion.

This comes from trying things, learning things. It could be cooking, motorcycles, gardening, music, writing, poetry, movies, decorating. Push yourself to explore. Once you learn that, having passion is contagious. And realizing that it’s okay to show your passion is step one.

8-Being coachable.

This starts at a young age. Early childhood education is key. Before the age of five is the most important time in a person’s life to learn key ways to be successful contributors to society. I’ve hired many people in their thirties and forties who didn’t either want or know how to adapt to a new environment or to learn to be better managers. They didn’t know how to handle being coached. I’ve had others who did and flourished.

9-Doing extra.

This falls under work ethic and passion. Where does your job start and end? Knowing how much of a difference a little extra makes can change people’s perception. I’ve hired employees who accumulate data and share it while it’s still raw. I’ve hired others who get the data and package it beautifully, in a way that’s easier to understand and work with. Extra work makes a huge impact.

10-Be prepared.

This ties in with work ethic, too. But there is also, as importantly, the act of being over-prepared. When you spend more time than needed because you’d rather prep for a meeting than execute other aspects of your job, you’re over-preparing. It costs you in other areas. On the flip side, those who don’t prepare enough to know the details are hurting themselves. Every job, company and career requires different levels of preparation, both physical and mental.

However, there is one important skill missing from this list: empathy. I wish everyone had more empathy. It’s easy to say that a person doesn’t have something like work ethic — and that they should, because “it takes no talent” — but taking the time to explain to someone what work ethic really is, and how to improve theirs, goes a much longer way.

برند جهانی

چگونه یک برند جهانی درست کنیم ؟

تجربیات john j memonnell
برای ایجاد یک برند جهانی تجزیه و تحلیل دقیق و برنامه ریزی از عوامل اساسی موفقیت محسوب می شود.
یک هویت با ثبات برای برندتان حفظ کنید.
حتی اگر خودتان را با ارزشها و الگوی مصرف بازار هدف وفق داده باشیم.
شبکه های فروش غیر منتظره را کشف کنید.مانند فروشگاه های فرودگاهها که معاف از مالیات هستند.

برای نمایش ویدئو کلیک کنید

چرا کسب و کار آنلاین

یکی از سوالاتی که به شدت فکر افرادی که قصد راه اندازی کسب و کار آنلاین دارند را مشغول میکند این است که چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ و اصلا چرا ما باید به سمت آنلاین شدن کسب و کار برویم. در این مقاله به صورت کامل و دقیق به این سوال پاسخ خواهم داد و سعی میکنم با دلایل منطقی و واقعی جواب این چرایی را دهم.

چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ یک جمله معروف میگه تا ۵ سال دیگه دو نوع کسب و کار وجود دارد :

کسب و کارهایی که الکترونیک شده اند
کسب و کارهایی که وجود ندارند
با خواندن این جمله واقعا میتوان به ارزش و مهم بودن راه اندازی کسب و کار آنلاین پی برد و میتوان گفت تا چند سال آینده دیگر کسب و کاری وجود ندارد که به صورت اینترنتی و آنلاین ارائه نشود. در این مقاله ۲۰ دلیل در جواب سوال چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ ذکر میکنیم تا شما بتوانید به راحتی تصمیم بگیرید، پس همراه ما باشید تا این دلایل رو مورد بررسی قرار دهیم.

چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

۲۰ دلیل راه اندازی کسب و کار آنلاین

سرمایه بسیار کم
بازار هدف فوق العاده بزرگ
صرفه جویی در هزینه ها
زمان در اختیار شماست
عدم محدودیت جغرافیایی
آنلاین شدن کسب و کارها
می‌توانید همزمان دارای چند شغل باشید
لذت فوق العاده از کار کردن
در خواب درآمد داشته باشید
دسترسی مردم به اینترنت
افزایش روز به روز گرایش مردم به خرید اینترنتی
مشتریان فرا منطقه ای
ارائه خدمات ۲۴ ساعته
سرعت بالا
حذف کاغذ بازی
ارتباط پیوسته با مشتری
مدیریت راحت تر و جامع تر
تبلیغات و جذب مشتری با هزینه ی کمتر
ارائه ی خدمات در حجم انبوه
چند برابر کردن درآمد

سرمایه بسیار کم

یکی از بهترین مزیت های کسب و کارهای آنلاین، امکان راه اندازی آن با هزینه ای بسیار کمتر از کسب و کارهای سنتی است. در این روش شما میتوانید حتی با سرمایه ی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان، کسب و کار آنلاین خود را راه اندازی کنید. اگر بخواهیم یک کسب و کار سنتی و فیزیکی راه اندازی کنیم باید هزینه بسیار بالایی متحمل شویم. مثلا برای راه اندازی یک فروشگاه موبایل سنتی باید حداقل سرمایه ای بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیون داشته باشیم ولی در حالت آنلاین احتیاج به این جور سرمایه ای نیست.

بازار هدف فوق العاده بزرگ

در کسب و کار سنتی نهایت بازار شما همان منطقه یا شهری است که در آن زندگی میکنید و مشتری بیشتری ندارید ولی در حالت آنلاین شما با بازاری باور نکردنی روبرو هستید. مثلا یک فروشگاه موبایل در کسب و کار سنتی نهایت بتواند به مردم شهرش گوشی موبایل بفروشد ولی در حالت آنلاین میتواند به تمام ایران گوشی موبایل بفروشد.

صرفه جویی در هزینه ها

مزیتی که باعث می شود خیلی از مردم به سمت کسب و کار آنلاین بیایند و جذب شوند کم هزینه بودن این کسب و کار است. در حالت آنلاین خیلی از هزینه ها به شدت کاهش پیدا میکند و شما نیاز نیست هزینه عجیب و غریبی کنید ولی در حالت سنتی باید هزینه های زیادی رو متحمل شوید تا یک کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید. در بخش بالا گفتیم برای راه اندازی یک فروشگاه موبایل باید حداقل ۱۰۰ میلیون سرمایه داشته باشید ولی در حالت آنلاین اصلا نیاز به این جور هزینه هایی نیست.

زمان در اختیار شماست

در حالت آنلاین شما میتوانید هر زمان که دوست دارید کار کنید میخواهید ۲ شب کار کنید، میخواهید ۷ صبح کار کنید یا اصلا ۶ عصر کار کنید واقعا در کسب و کار آنلاین زمان در اختیار شماست و هر وقتی دوست دارید میتوانید کار کنید.

عدم محدودیت جغرافیایی

یکی از بهترین مزیت هایی که کسب و کارهای آنلاین دارند این است محدود به مکان خاصی نیست کافیه شما یک خط اینترنت و کامپیوتر داشته باشید و کارهاتون رو انجام دهید. مثلا در روستا هستید به راحتی میتونید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید و جای هیچ نگرانی نیست. اما در روش های سنتی متاسفانه این طور نیست.

آنلاین شدن کسب و کارها

اگه توجه کرده باشید در حال حاضر خیلی از کسب و کارها به سمت آنلاین شدن میروند این یعنی خیلی ها متوجه شده اند درآمد در این بخش است و میتوانند درآمد فوق العاده ای کسب کنند.

می‌توانید همزمان دارای چند شغل باشید

اختیار برنامه ریزی و زمانبندی، امکان خودکارسازی فعالیت ها، کاهش بالاسری‌ها و هزینه‌ها به ما این امکان را می‌دهد که بتوانیم چندین کسب و کار اینترنتی را هم زمان اداره کنیم و این به معنای داشتن چندین منبع درآمدی است و دریافت پول بیشتر است. البته به یاد داشته باشیم که با یک دست بیش از یک هنداونه بر نداریم و اول فقط با یک کسب و کار اینترنتی شروع کنیم. بعد از مدتی که آن کار سر و سامان گرفت و نیاز کمتری به حضور ما داشت آن وقت کسب و کار دوم را شروع کنیم و همین طور الی آخر. طبیعتا این کار نیز نا محدود نیست و یک نفر نمی‌تواند در آن واحد تعداد زیادی کسب و کار اینترنتی را درست اداره کند ولی نسبت به مشاغل سنتی دیگر در تعداد بیش‌تر می‌توان انجام داد.

لذت فوق العاده از کار کردن

لذت فوق العاده از کار کردن، یکی از بهترین مزیت های کسب و کارهای آنلاین است چون اکثر مردم به شغلی مشغول هستند که آن را دوست ندارند و روی اجبار آن را انجام می دهند. (حتما در اطراف خود دیده اید) ولی کسب و کارهای اینترنتی بر اساس علاقه و توانمندی های افراد شکل می‌گیرند که اگر غیر از این باشند محکوم به شکست هستند. بنابراین همواره مشغول کاری هستیم که عاشق آن هستیم.

در خواب درآمد داشته باشید

یکی از بهترین و جالبترین مزیت های های کسب و کارهای آنلاین این است وقتی شما خواب هستید میتوانید کسب درآمد کنید. میتوان گفت تقریبا امکان خودکار سازی همه فعالیت‌ها در یک کسب و کار اینترنتی وجود دارد. و این باعث می‌شود که حضور شما عمدتا محدود به تولید محتوا، برنامه ریزی، راه‌اندازی و پیگیری‌ها شود. چیزی شبیه خلبان خودکار که فقط برای بلند شدن و نشستن نیاز به حضور خلبان هست و باقی مدت پرواز توسط سیستم ها هواپیما هدایت می‌شود.
بنابراین وقتی در محل کسب و کار خود حضور نداریم، مسافرتیم یا حتی در خواب هستیم مشتری به سایت مراجعه کرده محصولات ما را می‌بیند، سفارش خود را می دهد، پول را پرداخت می کند و محصول را دریافت می دارد!

دسترسی مردم به اینترنت

بر اساس آمارها، بیش از ۷۰ درصد مردم ایران به اینترنت دسترسی دارند یعنی این که از ۸۰ میلیون ایرانی، ۵۶ میلیون داری اینترنت هستند یعنی یک بازار ۵۶ میلیونی وجود دارد که شما میتوانید محصولات و خدماتتون رو بهشون عرضه کنید.

افزایش روز به روز گرایش مردم به خرید اینترنتی

خدا رو شکر در چند سال اخیر استقبال مردم از فروشگاه های اینترنتی روز به روز در حال افزایش است و مردم بیشتر از سایت ها و فروشگاه های اینترنتی خرید میکنند مثلا خود دیجی کالا در یک جشنواره نزدیک ۱۰۰ هزار سفارش دریافت کرد در قالب یک الی دو روز که واقعا آمار فوق العاده ای است. علاوه بر گرایش مردم به خرید اینترنتی، اعتماد مردم به خرید اینترنتی به شدت افزایش پیدا کرده است طوری که مثلا در سایت دیجی کالا خودروهای ۳۰۰ میلیونی فروخته می شود.

مشتریان فرا منطقه ای

یکی از جالب ترین علل راه اندازی کسب و کار آنلاین ارائه خدمات فرا منطقه ای است یعنی شما مثلا در ایران هستید ولی به شخصی خدمات یا محصول می فروشید که در اتریش و لهستان است. مثلا خیلی از دوره های آنلاین ما در کشورهای آلمان، لهستان، اتریش و . . . فروش رفته اند. به ایرانی هایی که در خارج کشور زندگی میکنند یا دانشجو هستند. (دوره های آموزش برنامه نویسی)

ارائه خدمات ۲۴ ساعته

در کسب و کار آنلاین میتوانید در ۲۴ ساعت به مشتریان خدمات ارائه دهید و میتوانید بدون وقفه در دسترس باشید.

سرعت بالا

سرعت در خدمات یکی دیگر از علل راه اندازی کسب و کسب آنلاین است شما از طریق کسب و کار آنلاین، میتوانید در لحظه و بصورت آنی به مشتریان خود پاسخ دهید که این منجر به اعتماد و انگیزه ی بیشتر مشتری میشود.

حذف کاغذ بازی

در کسب و کار فیزیکی بحث کاغذ بازی به شدت رواج دارد اما در کسب و کار آنلاین تمام کارهای خود را بصورت دیجیتال انجام دهید.

ارتباط پیوسته با مشتری

یک عیب در کسب و کار فیزیکی این است که نمیتوانید با مشتری به صورت مستمر ارتباط برقرار کنید اما در کسب و کار آنلاین، شما می توانید بصورت مستمر با مشتری در ارتباط باشید و مشتری را پیگیری کنید که این باعث افزایش رضایتمندی مشتری میشود.

مدیریت راحت تر و جامع تر

شما به عنوان مدیر کسب و کار آنلاین، میتوانید به سادگی برروی کل پروسه ی ارائه ی کالا یا خدمات نظارت مستقیم داشته باشید و به راحتی گزارشهای دقیق از عملکرد آن را دریافت کنید.

تبلیغات و جذب مشتری با هزینه ی کمتر

در کسب و کارهای سنتی و فیزیکی، مارکتینگ (بازاریابی) و جذب مشتری به شدت سخت و هزینه بر است اما در کسب و کارهای آنلاین مارکتینگ و جذب مشتری به مراتب با هزینه ی کمتری انجام میشود.

ارائه ی خدمات در حجم انبوه

در کسب و کار فیزیکی یا سنی شما به صورت همزمان نهایت بتوانید به چند نفر خدمات ارائه دهید ولی در کسب و کار آنلاین میتوانید به هزاران نفر خدمات بدید.

چند برابر کردن درآمد

در کسب و کار فیزیکی یا سنتی اگر بخواهید فروشگاه خود را بزرگتر کنید باید هزینه بسیار بالایی پرداخت کنید و به شدت زمانبر است اما در کسب و کار آنلاین میتوانید به راحتی و در کمترین زمان ممکن و با چند کلیک یک بخش جدید به فروشگاه اینترنتی خود اضافه کنید.

چرا کسب و کار آنلاین

سعی کردیم در این مقاله ۲۰ دلیل منطقی و درست بیاوریم که بیشتر با کسب و کار آنلاین آشنا شوید و جواب سوال چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ را داده باشیم و در کنار جواب این سوال انگیزه ای در شما برای راه اندازی کسب و کار آنلاین ایجاد کرده باشیم.

Warren Buffett

وارن بافت، پیرمرد ۸۵ ساله‌ی امریکایی متولد اوماها در نبراسکا، که القاب «پیشگوی اوماها»، «جادوگر اوماها» و «دانای اوماها» را یدک می‌کشد، فردی است که دائما در لیست پولدارترین افراد جهان سر و کله‌اش پیدا می‌شود. چیزی که وارن بافت را به اینجا رسانده هوش سرشار او در سرمایه گذاری است. اینطور به شما بگویم که وارن بافت موفق‌ترین سرمایه‌گذار کل دنیاست. موفق تر از هر کسی که شما یا پسرخاله‌تان می‌شناسید. خیلی صاف و پوست‌کنده اگر هروئین را با گچ قاطی کنید و آن را داخل شاخ کرگدن غیرقانونی بریزید و همراه با لامبورگینی دزدی بفروشید و مالیاتش را هم ندهید، باز هم قادر نیستید به سرعت وارن بافت پول در بیاورید. شهرت این گرگ پیر به این است که اگر در بیابان رهایش کنند از زیر سنگ پول درمی‌آورد و علیرغم ثروت وحشتناک ۶۰ میلیارد دلاری خود، به روشی مقتصدانه زندگی می‌کند.
چکیده‌ای از سخنان پرمغز بافِت در جلسات سالانه‌ی سهامداران شرکتش در بیست سال اخیر است.

سخنان وارن بافت در سرمایه‌گذاری

۱. «مهمترین خصوصیت یک سرمایه‌گذار، خُلق و خویش است نه ذکاوتش. آدم برای این کار به خلق و خویی نیاز دارد که نه از همراه بودن با جماعت خیلی سرخوش شود و نه از حرکت در خلاف جهت‌شان.»

۲. «سرمایه‌گذاری موفقیت‌آمیز نیازمند گذشت زمان، برخورداری از نظم و دیسیپلین و داشتن صبر و حوصله است. فارغ از اینکه چقدر استعداد و تلاش به خرج بدهید، بعضی کارها وقت می‌خواهند: نمی‌توان با ۹ زن باردار، بچه‌ای را یک ماهه به دنیا آورد.»

۳. «من دنبال این نیستم که از روی موانع ۲ متری بپرم؛ در عوض دنبال یک مانع ۳۰ سانتی‌متری هستم تا بتوانم رویش پا بگذارم و بالاتر بروم.»

۴. «بازار در کوتاه‌مدت، مثل مسابقه‌ی محبوبیت است و در بلندمدت، مثل باسکول.»

۵. «فرصت‌ها به ندرت پیش می‏‌آیند. پس هر وقت از آسمان طلا بارید با خودتان سطل ببرید بیرون، نه انگشتانه.»

۶. «تنوع‌بخشی، حفاظی در مقابل نادانی است. این جمله برای کسانی که می‌دانند چه کار دارند می‌کنند، معنی چندان خاصی نمی‌دهد.»

۷. «اگر حاضر نیستید سهامی را به مدت ۱۰ سال نگه‌ دارید، حتی فکر اینکه ۱۰ دقیقه نگه‌اش دارید را هم نکنید.»

۸. «نکته کلیدی در سرمایه‌گذاری این نیست که سبک سنگین کنید فلان صنعت قرار است چه تأثیری بر جامعه داشته باشد یا چقدر رشد کند. بیشتر حواستان به این باشد که ببینید فلان شرکت چقدر در رقابت با بقیه جلوتر است و از همه مهم تر اینکه تا کی می‌تواند جلو بماند.»

۹.‌«من سرمایه‌گذار بهتری هستم چون تاجرم و تاجر بهتری هستم چون سرمایه‌گذارم.»

۱۰. «خیلی بهتر است که شرکت خفنی را به قیمت خوب بخرید تا اینکه شرکت خوبی را به قیمت خفن بخرید.»

این سه توصیه‌ی وارن بافت به موفقیت آدام خاویر و کمپانی RoadLok بسیار کمک کرد:

۱. تهدیدهای موجود را شناسایی کنید.

در طرح کسب و کاری که آدام خاویر برای وارن بافت فرستاده‌بود، نوشته‌بود که RoadLok در معرض هیچ تهدیدی نیست و علت آن ثبت تجاری محصول این کمپانی اعلام شده‌بود. حدس پاسخ وارن بافت چه بود؟

او نوشت: “هیچ سرمایه‌گذاری [با این طرح] موافقت نخواهدکرد”. صرف اینکه شرکت شما ثبت تجاری دارد بدین معنی نیست که از سوی رقبا با چالش‌هایی مواجه نخواهیدشد؛ به‌خصوص وقتی کسب و کار شما به نقطه‌ای از رشد خود برسد که کارآفرینان دیگر آن حوزه شروع به دیدن شما بکنند. چه درسی از این بازخورد بافت می‌توان گرفت؟

به مشکلاتی فکر کنید که الان و در این لحظه با آن مواجه نیستید، ولی وقتی شروع به مقیاس‌دهی کسب و کارتان می‌کنید ممکن است با آن‌ها روبرو شوید.

بازاریابی از زبان وارن بافت در 3 جمله ی ساده

“شما می توانید یک کنسرت راک برگزار کنيد و خیلی هم عالیه. شما هم می‌توانید یک رقص باله برگزار کنید و این هم خیلی عالیه. اما نمی‌توانید یک کنسرت راک برگزار کنید ولی در تبلیغات اون رو رقص باله معرفی کنید.”

این سه جمله کاملاً به هم متکی و مرتبط هستند.

” شفاف مثل شیشه “

یک محصول ترکیبی از ویژگی های آنها نیست ، بلکه ترکیبی از ارزش‌های پایاني آن است. شما باید با حفظ پرستیژ خود پیش از ارائه ي پیشنهاد خود کاملاً از پیشنهاد خود آگاه باشید.وقتی شما در حال بهینه سازی روابط خود هستید تا تعریف خاصی برای کاری که محصولتان انجام می دهد ارائه دهید ، در حقیقت شما در حال جلب توجه مشتریاني هستید که با کمال میل حاضرند بالاترین قیمت را برای محصولتان پرداخت کنند. اما اگر شما بر اثر ناامیدی احساس می‌کنید که باید در انتخاب جامعه هدف خود تجدید نظر کنید؛ شما در حقیقت در حال افزایش جامعه هدف خود هستید و این جز نارضایتی مشتریان شما در پی نخواهد داشت. نتیجه این کار مشتریان ناراضی است که نسبت به ارزش نهایی محصول شما احساس بدی دارند .

داشتن مشتریان سخت گیر و بهانه جو خوب است زیرا با داشتن چنین مشتریانی شما هم مشکلات و معایب محصول خود را برطرف می کنید و هم نیازهای این مشتریان را برطرف خواهید کرد. در این زمان شما مشتریانی دارید که محصول شما را می‌خرند تا نیازشان برطرف شود و دقیقاً به هدفشان می رسند حتی شما زمان دارید تا به وعده های بعدی خود عمل کنید.

“فاجعه ی بازاریابی”

وقتی که شما اقدام به قانع کردن دیگران به اینکه محصول شما کاملاً نیازها و انتظارات را برآورده می‌کند؛ در حال شروع بازیابی اي فاجعه بار بی پايانی هستید. پول های خود را هدر می دهید تا مخاطب خود را به باوری برسانید که در مورد محصولتان حقیقت ندارد. سپس در بیشتر اوقات شما مشتریانی که از دیدن محصول شما در بازار ناراضی و ناراحت شوند نخواهید داشت ولی آنها دیگر محصول شما را نزد دوست و آشنایان خود تبلیغ نخواهند کرد. پسبعد از مدت کوتاهی محصول شما سقوط خواهد کرد.

 

 

۵ فوت کوزه‌گری وارن بافت

پندهای وارن بافت

هر یک از ۵ فوت کوزه‌گری وارن بافت، واقعیتی از زندگی یا سرمایه‌گذاری را به ساده‌ترین زبان ممکن بیان می‌کنند.

۱. «بهتان می‌گویم چطور پولدار شوید. درها را ببندید. هر وقت بقیه حریص بودند شما ترسو شوید. هر وقت بقیه ترسو شدند شما حریص شوید.»

از این ساده‌تر نمی‌شد بگویی که کلید سرمایه‌گذاری این است که وقتی قیمت پایین بود بخر و وقتی بالا رفت بفروش.

۲. «به دانشجوهای کالج می‌گویم، به سن من که رسیدید به شرطی آدم‌های موفقی خواهید شد که تمام کسانی که می‌خواهید دوست‌تان داشته باشند، واقعا دوست‌تان داشته باشند.»

پول مهم‌ترین چیز زندگی نیست. این را وارن بافتی می‌گوید که از مال دنیا بی‌نیاز است.

۳. «فرق بین آدم‌های موفق و آدم‌‏های واقعا موفق این است که آدم‌های واقعا موفق به همه چیز می‌گویند نه.»
افرادی مثل استیو جابز، بیل گیتس و وارن بافت موفقیت‌شان را مدیون قدرت تمرکزشان هستند.

۴. «خیلی‌ها را دیدم که الکل و بدهی زمین‌شان زد. واقعا در این دنیا نیازی به قرض کردن ندارید. اگر باهوش باشید، قادرید کلی پول دربیاورید، بدون اینکه از کسی قرض کنید.»

علت موفقیت افراد در زندگی می‌تواند چیزهای متفاوتی باشد، اما دلایل شکست عمدتا حول محور چند چیز می‌چرخد؛ از شکست هم به اندازه‌ی موفقیت درس بگیرید.

۵. «هر سرمایه‌گذاری باید قادر باشد، تجارتی که انتخاب کرده را به درستی ارزیابی کند. به این عبارت «انتخاب کرده» توجه کنید: قرار نیست وارد هر شرکتی شدید تخصص مربوط به حوزه‌ی کاری‌اش را داشته باشید، یا اصلا قرار نیست در چند حوزه کارشناس باشید. فقط باید قادر باشید شرکت‌ها را در داخل دایره‌ی فهم خود ارزیابی کنید. سایز این دایره خیلی مهم نیست؛ اما دانستن محدوده‌ی آن خیلی حیاتی است.»

یکی از نقل قول‌های مربوط به سرمایه‌گذاری که شدیدا از آن متنفرم متعلق به پیتر لینچ است که می‌گوید «چیزی را بخرید که از آن سر در می‌آورید». به نظرم این توصیه ناقص است. ایده‌ی بافت هم این حرف را دربرمی‌گیرد، اما به شما گوشزد می‌کند که مهم این است که قادر باشید شرکت‌ها را ارزیابی کنید و وارد کار آنهایی که از کارشان سردرنمی‌‏آورید نشوید، به همین سادگی!

 

 

سخنان وارن بافت در زندگی

۱. «در زندگی، فقط باید چند تا کار را درست انجام بدهید، تا کلی کار غلط انجام ندهید.»

۲. «فکر کنید در قایقی زندگی می‌کنید که دائما سوراخ می‌شود. اگر انرژی‌تان را صرف پریدن به قایق دیگری بکنید، بهتر است تا اینکه بخواهید آن انرژی را صرف درزگیری سوراخ‌ها بکنید.»

۳. «برای رسیدن به نتایج خارق‌العاده، نیازی نیست کارهای خارق‌العاده انجام بدهید.»

۴. «چیزی که از تاریخ یاد می‌گیریم این است که مردم از تاریخ درس نمی‌گیرند.»

۵.‌ «زنجیره‌ی عادت‌ها سبک‌تر از آنند که حس شوند، تا زمانی که از شدت سنگینی دیگر قابل شکستن نباشند.»

۶. «به نظر می‌رسد انسان خصلتی مضر دارد که همیشه می‌خواهد لقمه را دور سرش بچرخاند.»

۷. «هیچ چیزی مثل خرواری از پول یامُفت، عقلانیت را تسکین نمی‌دهد.»

۸. «۲۰ سال طول می‌کشد تا شهرتی برای خودتان بسازید و ۵ دقیقه طول می‌کشد تا خرابش کنید. اگر به این قضیه فکر کنید، کارها را متفاوت انجام می‌دهید.»

۹.‌ «بهتر است با آدم‌هایی بپلکید که از شما بهترند. همکارانی را برگزینید که اخلاقشان بهتر از شما باشد. چیزی نخواهد گذشت که خودتان هم به همان مسیر کشانده می‌شوید.»

۱۰. «سال‌ها پیش بن گراهام به من آموخت که هزینه چیزی است که پرداخت می‌کنی و ارزش چیزی است که دریافت می‌کنی. فرقی نمی‌کند که راجع به جوراب صحبت کنیم یا سهام. من دوست دارم جنس باکیفیت را زمانی بخرم که قیمتش پایین آمده باشد

 

 

Warren Buffett

Warren Buffett

Warren Buffett is a true genius as he is able to simplify complex ideas into quotes that will stand the test of time. Warren Buffett spent his life dispensing advice to all who would listen, earning him the nickname of the Oracle of Omaha. In the 1960s, this advice came about twice a year in letters to investors in his investment partnerships. Starting a few years later, Warren Buffett’s wisdom was distilled through the Berkshire Hathaway annual meeting and the annual shareholder letter, and in the past 20 years, Warren Buffett has become a household name through appearances on TV and interviews in magazines.

Read on for Warren Buffett’s best quotes on life, investing, and his top five insights.
On life

1. “You only have to do a very few things right in your life so long as you don’t do too many things wrong.”

2. “Should you find yourself in a chronically leaking boat, energy devoted to changing vessels is likely to be a more productive than energy devoted to patching leaks.”

3. “It is not necessary to do extraordinary things to get extraordinary results.”

4. “What we learn from history is that people don’t learn from history.”

5. “Chains of habit are too light to be felt until they are too heavy to be broken.”

6. “There seems to be some perverse human characteristic that likes to make easy things difficult.”

7. “Nothing sedates rationality like large doses of effortless money.”

8. “It takes 20 years to build a reputation and five minutes to ruin it. If you think about that, you’ll do things differently.”

9. “It’s better to hang out with people better than you. Pick out associates whose behavior is better than yours and you’ll drift in that direction.”

10. “Long ago, Ben Graham taught me that ‘Price is what you pay; value is what you get.’ Whether we’re talking about socks or stocks, I like buying quality merchandise when it is marked down.”
On investing

1. “The most important quality for an investor is temperament, not intellect. You need a temperament that neither derives great pleasure from being with the crowd or against the crowd.”

2. “Successful Investing takes time, discipline and patience. No matter how great the talent or effort, some things just take time: You can’t produce a baby in one month by getting nine women pregnant.”

3. “I don’t look to jump over seven-foot bars; I look around for one-foot bars that I can step over.”

4. “In the short term, the market is a popularity contest. In the long term, the market is a weighing machine.”

5. “Opportunities come infrequently. When it rains gold, put out the bucket, not the thimble”

6. “Diversification is a protection against ignorance. It makes very little sense for those who know what they’re doing.”

7. “If you aren’t willing to own a stock for ten years, don’t even think about owning it for ten minutes. Put together a portfolio of companies whose aggregate earnings march upward over the years, and so also will the portfolio’s market value.”

8. “The key to investing is not assessing how much an industry is going to affect society, or how much it will grow, but rather determining the competitive advantage of any given company and, above all, the durability of that advantage.”

9. “I am a better investor because I am a businessman, and a better businessman because I am an investor.”

10. “It’s far better to buy a wonderful company at a fair price than a fair company at a wonderful price.”
Top five insights

Einstein said there are 5 ascending levels of intelligence: Smart, Intelligent, Brilliant, Genius, Simple. Warren Buffett’s top 5 insights each explain a truth about life or investing in the simplest way possible.

1. “I will tell you how to become rich. Close the doors. Be fearful when others are greedy. Be greedy when others are fearful.”

It is a gross oversimplification to say that the key to investing is to buy low and sell high. This quote from when Warren Buffett has been the basis of his most successful investments over time and the basis of how you could have avoided the last few bubbles.

2. “I tell college students, when you get to be my age you will be successful if the people who you hope to have love you, do love you.”

Warren Buffett has spent a lifetime studying conventionally successful people. It’s important to hear that at the end of the day, money is not the thing that matters most in life.

3. “The difference between successful people and really successful people is that really successful people say no to almost everything.”

Numerous greats including Steve Jobs, Bill Gates, and Warren Buffett have attributed their success to focus. Many people have long to-do lists and work on becoming more productive, when in fact, having a not-do list is more important if you want to do great things.

4. “I’ve seen more people fail because of liquor and leverage — leverage being borrowed money. You really don’t need leverage in this world much. If you’re smart, you’re going to make a lot of money without borrowing.”

People succeed in life countless different ways but failures group around a few key themes. As such, you learn more from people’s failures than people’s successes.

5. “What an investor needs is the ability to correctly evaluate selected businesses. Note that word ‘selected’: You don’t have to be an expert on every company, or even many. You only have to be able to evaluate companies within your circle of competence. The size of that circle is not very important; knowing its boundaries, however, is vital.”

One of the quotes I hate the most in investing is Peter Lynch’s “Buy what you know” as it oversimplifies investing. The above quote is sort of the same idea but highlights that the important thing is being able to evaluate companies and also avoid companies you don’t understand. It’s that simple.

Warren Buffett is quoted so much because he has developed a great deal of wisdom over his lifetime. How did he do it?
The secret to Warren Buffett’s success

The secret to Warren Buffett’s success is that he continuously learns. Buffett is a far better investor today than he was 50 years ago. As Charlie Munger has explained:

Warren Buffett has become one hell of a lot better investor since the day I met him, and so have I. If we had been frozen at any given stage, with the knowledge we had, the record would have been much worse than it is. So the game is to keep learning, and I don’t think people are going to keep learning who don’t like the learning process.

While you may pick up a nugget of wisdom or two from the 25 best Warren Buffett quotes, committing yourself to a lifetime of learning is the best advice you should take from Warren Buffett.

Dan Dzombak can be found on Twitter @DanDzombak, on his Facebook page DanDzombak, or on his blog where he writes about investing, happiness, life, and success. The Motley Fool recommends Berkshire Hathaway. The Motley Fool owns shares of Berkshire Hathaway. Try any of our Foolish newsletter services free for 30 days. We Fools may not all hold the same opinions, but we all believe that considering a diverse range of insights makes us better investors. The Motley Fool has a disclosure policy.

17 ثانیه سرنوشت ساز

اگر می‌‌دانستید که ظرف 17ثانیه می‌توانید به هر چیزی که می‌خواهید برسید، چه می‌کردید؟ بعضی از افراد می‌گویند که برای رسیدن به خوشبختی تنها 17ثانیه زمان لازم است برای آشنایی با این قانون 17 ثانیه‌ای با یوکن همراه باشید.

احتمالا تا به حال اسم قانون جذب به گوش شما خورده‌ است. قانون جذب فلسفه‌ای است که در آن می‌گوید اگر شما تفکرات مثبت داشته‌ باشید، اتفاقات خوبی برای شما خواهد افتاد، و بالعکس اگر تفکرات منفی داشته باشید، اتفاقات بدی برای شما خواهد افتاد. ما نمی‌توانیم بگوییم که تمامی نظریه‌های قانون جذب درست هستند، اما یک تمرین وجود دارد که می‌توان آن را انجام داد.

افکار چه خوب باشند چه بد، ذهن شما همیشه آماده منحرف شدن است. یک نظریه می‌گوید این موضوع به دلیل این است که مغز ما تنها به اندازه یک تفکر در زمانی معین انرژی دارد؛ همان‌گونه که روانشناس پیتر کیلین می‌گوید “نورون‌های شما تنها می‌توانند با انرژی که درونشان هست برای مدتی کار انجام دهند و این مدت طولانی نیست. پس از 10 الی 12 ثانیه، هر نورون نیاز به انرژی بیشتری دارد.” وقتی این اتفاق می‌افتد تمرکز کردن سخت شده، بنابراین حواس شما پرت می‌شود و تمرکز خود را از دست می‌دهید.

در زمان است که قانون 17 ثانیه وارد عمل می‌شود. نگه‌داشتن یک فکر خوشحال کننده در ذهنتان، شما را از مقابله با افکار منفی باز می‌دارد. مشاور تجاری مارلا تاباکا در نشریه Inc می‌نویسد که “چندین بار در روز، از کاری که در حال انجام آن هستید، دست بکشید و با بیشترین شدت ممکن حس مثبت و قدرتمند دستیابی به هدف بزرگ خود را تجسم کنید. نگهداری 17 ثانیه‌ای این افکار و احساسات باعث می‌شود، ذهن شما از یک حالت منفی به حالتی مثبت با روحیه‌ای بالا تبدیل شود.”

ایده اصلی این است که شما با مجبور کردن خود به داشتن تفکرات مثبت برای 17 ثانیه نمی‌گذارید تردید جلوی راه شما را بگیرد و در عوض با مقابله با ترس‌ها و پشیمانی‌هایتان، خوشحال و خوش‌بین خواهید ماند.

حتی برای اینکه این حس را قوی‌تر کنید، تاباکا پیشنهاد می‌کند که این افکار خوشحال کننده را برای چهار دوره نگهدارید (به طور کلی 68 ثانیه). شما در لحظه احساس خوبی پیدا خواهید کرد، اما این کار می‌تواند یک اثر پایدار نیز داشته باشد.

تاباکا می‌نویسد ” شما با این کار برای شناسایی و استفاده از فرصت‌ها برای پیشبرد اهداف خود آماده‌تر خواهید بود. همچنین اعتماد به نفس شما نیز افزایش می‌یابد و انگیزه بیشتری را برای دستیابی به هدفتان تجربه خواهید کرد.” اساسا، هرچه بیشتر به چشم‌انداز خوشبختی‌تان فکر کنید، هنگام شروع دستیابی به آن هدف، راه‌حل‌های مختلف با سرعت بیشتری به ذهنتان خواهد آمد. بنابراین به جای کنار گذاشتن اهدافتان، شما بهترین استفاده را از فرصت‌ها خواهید برد.

ممکن است این نظریه مسخره و جعلی به نظر برسد اما به این راحتی آن را دست کم نگیرید. علم نشان می‌دهد که تغییر تمرکز می‌تواند شما را خوشحال‌تر کند. تحقیقی در مجله روانشناسی نشان می‌دهد، شرکت کنندگانی که بهترین حالت خود را تجسم کرده‌اند، خلق و خوی بهتری نسبت به دیگران داشتند.

اهمیتی ندارد که چه مقدار سرتان شلوغ باشد، شما می‌توانید حداقل 17 ثانیه از وقت خود را برای این کار بگذارید و این نظریه را امتحان کنید.

What would you do if you heard 17 seconds was all it would take for you get what you want out of life? Some say that’s all it could take.

You might have heard of the Law of Attraction—a philosophy that basically says if you think positive thoughts, good things will come; focus on negatives and that’s what you’ll get. Now, we’re not saying every Law of Attraction theory holds true, but there’s one practice we can get behind.

Good thoughts or bad, your mind is always ready to wander. One theory says that’s because the neurons in your brain only have so much energy to spend on one thought at a time, says research psychologist Peter Killeen. “Your neurons can fire for a while with the energy they have in them, but not for long,” he tells Fast Company. “After a dozen seconds, each needs more energy.” When that happens, it becomes harder to focus, so your mind drifts off. (Find out how daydreaming could land you in the ER.)

That’s where the 17-second rule comes in. By holding on to a happy thought, you keep from dwelling on the negatives. “Several times a day, stop what you’re doing and visualize, with as much intensity as possible, the strong, positive emotion associated with achieving your ultimate vision,” writes small-business adviser Marla Tabaka on Inc. “A mere 17 seconds of holding these thoughts and feelings and your mind will begin its transition from a negative state toward an uplifted state.” Feeling uninspired? Read these 26 happiness quotes to get started.

The idea is that forcing yourself to imagine good things ahead for at least 17 seconds means you aren’t letting skeptical thoughts get in your way. Instead of dwelling on fears and regrets, you stay happy and optimistic. (Check out these other things optimistic people do every day.)

To make it even stronger, suggests Tabaka, hold on to that happy thought for four more rounds—a total of 68 seconds. You’ll feel better in the moment, but it could have a lasting effect, too.

“You’ll be more apt to notice, and act upon, opportunities that support your goals and vision,” Tabaka writes. “You’ll also believe in yourself more and experience more motivation to achieve your goals.” Basically, thinking of your happy vision more will put it top of mind when it starts—or could start—to come true. So instead of putting off your goals, you’ll start taking the opportunities that come your way.

Sounds hokey, but don’t scoff just yet—science shows changing your focus could make you happier. One study in the Journal of Positive Psychology found that participants who visualized their “best possible selves” had bigger and longer-lasting mood boosts than those who counted blessings.

And hey, no matter how busy you are, we’re willing to bet you have at least 17 seconds to spare. Might as well give it a try!

استراتژی اقیانوس آبی
گیلا لبیتِی یکی از بنیانگذاران سیرک آفتاب در سال 1984 بود که خیلی زود به میزان درآمدی رسید که برای کسانی مثل برادران رینگلینگ (Ringling) به دست آوردنش بیش از یک قرن طول کشید. حتی با وجود اینکه کسب و کار سیرک مدت‌ها در مسیر تنزل قرار داشت….
سلطان انگيزه تونی رابینزبا نام کامل آنتونی رابینز  نویسنده، سخنران، مربی و بازیگر آمریکایی است. وی ۲۹ فوریه ۱۹۶۰در شمال هالیوود در کالیفرنیا به دنیا آمد. شهرت عمده او در ایران به خاطر سلسله کتاب‌هایش در مورد موفقیت می‌باشد، کتابهای چون قدرت نامحدود در سال ۱۹۸۷ و به سوی کامیابی در سال ۱۹۹۴. تونی رابینز موفق‌ترین، مشهورترین و پرطرفدارترین نویسنده و سخنران انگیزشی در جهان است. هر چند که خود اصرار دارد به جای سخنران انگیزشی، مربی منتهای کارایی نامیده‌شود. او در مدت کوتاهی به بیشترین آرزوها و رویاهای جوانی خود جامه عمل پوشانید و توانست درآمد سالیانه خود را از ۳۸ هزار دلار به بیش از یک میلیون دلار افزایش دهد.